برنامه نویسی که وقتی بزرگ تر شد، تصمیم گرفت به جای برنامه داستان بنویسد

مطالب وبلاگ

فصل اول – دوران بی خیالی

🐣دوران بی خیالی من دورانی بود که مدرسه را به سان سِن تئاتر و معلم ها را بازیگران آن می دیدم. 🍊یادم میاد سر زنگ ریاضی نه تعداد پرتقال های فروش رفته برایم اهمیتی داشت و نه تعداد پرتقال های باقی مانده. تنها قسمت جذاب ماجرا لهجه ی ناآشنای معلم بود که پرتقال را بُرِقال […]

ادامه مطلب
MARYAM s ۲۶ فروردین, ۱۴۰۰ ۰ فصل های زندگی

و دوستانی که سرمایه اند

و ما همچنان فکر می کنیم که این یکسال را زندگی نکرده ایم. اما در پس تمام درد دل ها و در پس تمام نجواهای شبانه اعتراف می کنیم، سالی که گذشت، با تمام سختی ها، درد ها و جدایی ها، ما را به خودمان نزدیک تر کرده. فریادهای درونی خودمان را شنیده ایم و […]

ادامه مطلب
MARYAM s ۲۶ فروردین, ۱۴۰۰ ۰ داستانک، دهه شصت، من و روزهای من

مشق

جمعه، شب داشت از راه می رسید و تکالیف پسرم همچنان مانده بود. چشم غرّه ای به او رفتم. در دنیای خیالی او تنها کسی که جایی نداشت، من واقعی بودم. وسط میدان نبرد بود و عمیقاً رهبری هر دو جناح را به عهده داشت. «پاشو برو مشقات رو بنویس.» این بار حمله های زمینی، […]

ادامه مطلب
MARYAM s ۲۴ فروردین, ۱۴۰۰ ۰ دهه شصت، قطعه نویسی

کودکان آپارتمان نشین

کتابی می خواندم در باب اینکه این روزها، کودکان آپارتمان نشین خود را چگونه سرگرم کنیم؟ نویسنده در بخشی از کتاب گفته بود، پدر و مادر ها باید خلاق باشن و بازی های دوران کودکی خودشون رو به بچه ها آموزش بدن🙄 عمیقاً به فکر فرو رفتم. وسطی، استپ هوایی، هفت سنگ، دزد و پلیس […]

ادامه مطلب
MARYAM s ۲۴ فروردین, ۱۴۰۰ ۰ داستانک، دهه شصت