برنامه نویسی که وقتی بزرگ تر شد، تصمیم گرفت به جای برنامه داستان بنویسد

بلاگ

قطعه نویسی

وقتی همسر مریض است

چند روزی از سرماخوردگی همسرم می گذرد. سرما خوردگی همسر را خدا نصیب هیچ کسی نکند. آدم روزی هزار بار مریض شود اما همسر بیمار،

ادامه مطلب
دهه شصت

مشق

جمعه، شب داشت از راه می رسید و تکالیف پسرم همچنان مانده بود. چشم غرّه ای به او رفتم. در دنیای خیالی او تنها کسی

ادامه مطلب
داستانک

صبح جمعه و کله پاچه

وقتی جمعه صبح از خواب بیدار شی و با یه همچین صحنه ای رو میز آشپزخونه مواجه بشی 🤦‍♀️ قطعا باید فکر کلسترول و فشار

ادامه مطلب
داستانک

دوست روان شناس من

امروز بعد از سالها با یکی از دوستان قدیمی ام صحبت می کردم.🙂 گذشته با لباسی از خاطرات مقابلم نقش بسته بود و هیجان زیادی

ادامه مطلب
داستانک

ایده ی ناب

هممون یه ایده ی نابی داریم که منتظریم روزی به سراغش بریم. ایده ی ناب همونیه که شب و روز بیخ گوشمون وول میزنه و

ادامه مطلب
داستانک

کودکان آپارتمان نشین

کتابی می خواندم در باب اینکه این روزها، کودکان آپارتمان نشین خود را چگونه سرگرم کنیم؟ نویسنده در بخشی از کتاب گفته بود، پدر و

ادامه مطلب
معرفی کتاب

فارنهایت ۴۵۱

“فارنهایت۴۵١” گذشته از تمام حرف های ناب و خاص این داستان (که نمی خوام تکرار مکررات کنم) چیزی که خیلی خیلی توجه من رو به

ادامه مطلب
داستانک

بازی بزرگان

“بازی بزرگان” این است. کودکانی که اعتقاد داریم در پیشرفته ترین دوران زندگی می کنند، در حسرت جرعه ای آزادی اند. کودکان امروز از درخت

ادامه مطلب
داستانک

جرم خواندن

«اما آقای قاضی موکل من…»با فریاد قاضی تمام نفس ها در سینه حبس شدند. «ساکت! آقای وکیل، من از شما تعجب می کنم. در واقع

ادامه مطلب
داستانک

شوخی ساده

اولش برای او تنها یک بازی ساده بود. شاید هم یک شوخی انتقام جویانه. آن روز در حیاط دانشگاه همه به او خندیدند. آنقدر به

ادامه مطلب