برنامه نویسی که وقتی بزرگ تر شد، تصمیم گرفت به جای برنامه داستان بنویسد

وقایع نگاری یک جنایت از پیش تعیین شده

📖 نمی دانم این کتاب را خوانده اید یا نه. یکی از شاهکار های گابریل گارسیا مارکز که در سال ۱۹۸۱ به چاپ رسیده است. شخصیت پردازی بی نظیر، فضا سازی بی همتا و نقاشی وقایع به قلم مارکز، کتابی شیوا و لذت بخش خلق کرده است. پیشنهاد می کنم چنانچه کتاب را مطالعه کردید، به ظرافت خلق شخصیت هایی از جمله «بایاردو» خیلی دقت کنید. به طوری که از یک جایی به بعد بایاردو را چنان لمس می کنید که او را می بینید. و یا حتی در آدم های دور و برتان او را پیدا می کنید.

💥 اما آنچه که در این کتاب من را بیش از هرچیز دیگری به خودش جلب کرد، نوع دید نویسنده به محیط اطراف و پیرامونش بود. حالا درسته که داریم در مورد نویسنده ی بزرگی به نام مارکز صحبت می کنیم، اما چه اشکالی دارد، کمی هم به موشکافی زاویه ی دید او بپردازیم و چیزهای تازه ای یاد بگیریم.

🔪 در واقع کتاب، موضوع تازه ای ندارد. نه آپولو ای هوا شده و نه بیگانگانی به زمین حمله کرده اند. در فضای سنتی و جامعه ای روستایی، دختری ازدواج می کند که باکره نیست. و دو برادرش برای حفظ آبروی خانوادگی، دست به قتل دوست سابق خواهر خود می زنند.

⚖️ برادر ها در طول داستان، حتی در دادگاه، حتی در زندان و حتی در خلوت، از آنچه کرده اند پشیمان نیستند و قتل را نوعی وظیفه و حفاظت از آبروی خانواده و حق مسلم خود می دانند.

🧨 در طول داستان اعتقادات، تعصب ها، جنایت ها و افکار پوسیده بر جان خواننده تزریق می شود و خود را چنان در بطن داستان حس می کند که به دنبال راهی برای آگاه ساختن شخصیت ها می گردد.

📗 بعد از به پایان رساندن کتاب، مدت زمان زیادی به فکر فرو رفتم. داستانی که اینگونه در جهان به شهرت رسیده است، در کشور من به یک سوژه ی تکراری و فراگیر تبدیل شده است. در گوشه و کنار کشورم قتل های ناموسی فریاد می زند و برای ریشه کن کردن این افکار پوسیده هیچ اقدامی صورت نمی گیرد. دختر های نوجوانی که بیرحمانه و به بهانه ی حفظ آبرو کشته می شوند. و مرد هایی که آن قتل های از پیش تعیین شده را حق مسلم خود می دانند. و نویسندگانی که هر روز به دنبال ایده ای برای نوشتن هستند و آخر شب به این نتیجه می رسند که دیگر هیچ ایده ی نابی برای نوشتن وجود ندارد و تمام حرف های گفتنی گفته شده است و تمام نوشتنی ها، پیش از آنها نوشته شده است.

🖋کاش صفحه ی حوادث روزنامه ها را کمی دقیق تر ورق بزنیم. کاش جور دیگری به اطرافمان نگاه کنیم و از زاویه ی دیگری به تحلیل این وقایع تکراری بپردازیم.

MARYAM s ۱۴ اردیبهشت, ۱۴۰۰ ۰ معرفی کتاب

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.